پرسش و پاسخ
 

 

 

 

 

چگونه از پس اختلاف خود با ديگران بر بيايم؟

 اختلاف امري طبيعي و معمول است

     همه ما با ساير افراد تعاملاتي داريم كه مطابق ميل پيش نمي روند. گاهي اوقات ممكن است احساس كنيم كه از سوي ديگران به درستي درك نشده ايم. اغلب قادريم بي اعتنا و بدون آنكه مشكل چنداني بوجود آيد، از كنار اين موضوع بگذريم. اما گاهي ممكن است اين احساس شخصي را داشته باشيم كه مورد هجوم ديگران قرار گرفته ايم و احتمالا نخستين فكري كه به ذهن ما مي آيد واكنش متقابل در حالت خشم يا ترس است. در اين شرايط ممكن است غلبه شديد هيجانات، شنيدن آنچه را كه ديگري سعي مي كند به ما بگويد، دشوار سازند. در وضعيت هاي شديدتر چنين برخوردي مي تواند براي سلامت و عملكرد ما تهديد آميز باشد.

     برخي از موقعيت ها كه درآن دانشجويان خود را در معرض اختلاف  با ديگران مي يابند، عبارتند از:

  •  اختلاف با هم اتاقي ها بر سر قوانين مربوط به اتاق

  •  موافق نبودن با نصايح و خواسته هاي والدين

  •  سوء ارتباط با دوستان و والدين

  •  مورد بازخواست قرارگرفتن از سوي استادان راهنما، مسئولان آموزشي و اداري دانشكده و گروه

  •  اختلاف نظر هنگام بحث با همكلاسي ها و استادان، كه جنبه شخصي مي يابد

     ما معمولا مي توانيم با تغيير روش برقراري ارتباط و تبادل عقايد از تبديل اختلافات كوچك به درگيريهاي جدي جلوگيري كنيم.ي جلوگيري كنيم.ي جلوگيري كنيم.ي جلوگيري كنيم.ي جلوگيري كنيم.

 

اختلاف مي تواند يك فرصت باشد نه صرفا يك تهديد

مي توان به تعاملات شخصي به گونه اي متفاوت نگريست، طوري كه بتوان اختلاف را به فرصتي براي دستيابي به ارتباطي شفاف تر تبديل و تغييراتي ايجاد كرد.

دو دليل رايج و معمول در ايجاد اختلاف  وجود دارند كه عبارتند از:

  • افراد از برقراري ارتباط به گونه اي شفاف و گوش دادن (به سخنان ديگران) به شكلي محترمانه، خودداري مي كنند.

  •  آنها اغلب نيازها و علائق متفاوتي دارند كه بدون برخي مذاكرات، به آساني در يك جا جمع  نمي شوند.  

در اينجا به برخي رهنمودها اشاره مي كنيم كه مي توانند در رويارويي با موقعيت هاي مشكل ساز ياري كننده باشند.

 

رهنمودهايي براي برقراري ارتباط خوب و مناسب:

    در اوج عصبانيت برخي "حساب ها و قواعد سرانگشتي" رايج را فراموش كنيد. اين امر به برقراري ارتباطي موفق كمك مي كند.

برقراري ارتباطي خوب روندي سه مرحله اي دارد كه عبارتند از:

1.     ارسال پيام هايي روشن و واضح ـ اين امر هم برقراري ارتباط كلامي و هم زبان بدن (BODY LANGUAGE) را شامل مي شود. درمورد آنچه مي خواهيد به زبان آوريد و برداشت احتمالي از آن فكر كنيد.

2.     دريافت پيام ـ بخشي از آنچه شنيده مي شود حقيقت و بخشي ديگر احساسات و برداشت هاست. بنابراين از هردو مورد اطمينان حاصل كنيد. هنگام گوش دادن، به حقايق و به احساسات توجه داشته باشيد.

3.     تائيد ـ هنگامي كه شنونده با ارايه بازخوردهايي درك خود را از گفته شما تاييد مي كند، مي توانيد اطمينان يابيد كه آنچه را كه تمايل داشتيد منتقل كرده ايد. به عنوان يك شنونده آنچه را كه شنيده ايد، جمع بندي كنيد و چنانچه بخش هايي از پيام مبهم بنظر مي رسند، براي روشن شدن مطلب سوالاتي را مطرح كنيد.

 

همانگونه كه به نيازهاي خود احترام مي گذاريد، به نيازها و خواسته هاي شخص مقابل هم احترام بگذاريد.

     شما نگراني هايي داريد كه لازم است مورد توجه قرار گيرند، اين امر در خصوص شخصي كه با وي اختلاف داريد نيز صدق مي كند.

 

مشكل را مستقيما با شخص مقابل مطرح كنيد

     كمك گرفتن از ديگران اختلاف را تشديد مي كند و سوءتفاهم ها را افزابش مي دهد، بنابراين بهتر است مستقيما با شخصي كه اختلاف داريد، صحبت كنيد.

     از دخالت دادن همسالان، دوستان يا خانواده براي "جانبداري" خودداري كنيد و تا آنجا كه ممكن است اختلاف را دور از انظار عموم نگاه داريد. بررسي دريافت هاي ديگران از موقعيت يا طلب كردن ديدگاه هاي آنها در خصوص عملكردها و منافع تان مي تواند مفيد باشد، اما اگر صرفا به دنبال آن باشيد كه ديگران ديدگاه هاي شما را تاييد كنند، "جبهه گيري" بيشتر خواهد شد.

 

مشكل را از شخص جدا كنيد

     متمايز دانستن مشكل از شخص و تاكيد بر اين امر كه تمايل داريد با شخص مقابل محترمانه رفتار كنيد، مي تواند به وي نيز كمك كند كه رفتاري مشابه داشته باشد. اگر از برخوردهاي شخصي كه موجب آشفتگي و حس تمسخر در شخص مقابل مي شود، خودداري كنيد، احتمال حل شدن مشكلات بيشتر است.

 

كلام يكديگر را قطع نكنيد

     اگر شخص مقابل فرصت پيدا نكند كه حرفهايش را به اتمام برساند، احتمالا سوءتفاهم بيشتر خواهد شد. همچنين قبل از رفتن به سراغ نكته بعدي، نسبت به توافق درباره آنچه كه گفته شده است، اطمينان حاصل كنيد.

 

با حسن نيت مذاكره كنيد ـ سوء نيت دوام ندارد!

     در پي توافق هايي باشيد كه رضايت دو طرف را فراهم مي سازند- پيشنهادهاي يكطرفه نتيجه بخش نيستند. اين تفكر معمول است كه در هر اختلافي بايد يك برنده و يك بازنده وجود داشته باشد، اما چنين تفكري لزوما صحيح نيست. شركت در مذاكراتي كه هدف از آنها راه حلي به سود طرفين است، هم امكان پذير و هم مفيد است.

 

"منافع" در مقابل "مواضع"

     اغلب در مذاكرات خود با ديگران فكر مي كنيم، اتخاذ "موضعي سخت" يا اغراق در خصوص "عامل اصلي" بروز اختلاف نتيجه بهتري براي ما به همراه خواهد داشت. اما درحقيقت چنين معامله اي همواره نتيجه معكوس دارد، زيرا احتمالا شخص دچار آشفتگي مي شود و احساس مي كند كه به گونه اي غير منصفانه با وي رفتار شده است يا صرفا تصميم مي گيرد برموضع خود پافشاري كند.

     رويكرد بهتري كه در اين خصوص مي توان اتخاذ كرد، انديشيدن به منافعي است كه زيربناي موضع اوليه ما را درخصوص يك موضوع تشكيل مي دهند. منافع ما معمولا با يك اصل، يك ارزش اخلاقي، يك آرزو، انتظار يا برخي نيازها كه كمتر ملموسند، درارتباط هستند. اگر موضعي كه اتخاذ مي كنيم همان چيزي است كه اختلاف بر سر آن شكل گرفته است، منافع، دليل ما براي درخواست يك پاسخ مشخص هستند.تند.تند.تند.تند.تند.

     به عنوان مثال، ممكن است به اين دليل كه دوستتان بسيار ديرتر از زمان مقرر با شما تماس       مي گيرد با وي اختلاف پيدا كنيد. اين اختلاف مي تواند به بحث درخصوص اينكه چه اندازه تاخير در برقراري اين تماس "قابل قبول" است، تبديل شود (شايد موضع تان اين باشد كه تاخير دربرقراري تماس قابل قبول نيست). درعين حال ممكن است منفعت شما در اطمينان از احساس آن شخص نسبت به خودتان باشد. در چنين سناريويي، آسان ترين راه آن است كه پس از اطمينان از اينكه هر دو نسبت به يكديگر توجه داريد، آنچه را مي خواهيد درخصوص تماس هاي تلفني خود انجام دهيد، طبقه بندي كنيد.

 

چهار راه براي حل اختلاف:

1.     اگر در داخل يك جمع حضور داريد و خود را درگير يك اختلاف مي بينيد، صبر كنيد و از شخص مقابل بخواهيد كه با او در محيطي امن، خصوصي، بي طرف و در زماني مناسب ديدار كنيد. بدين ترتيب مي توانيد با اطمينان، بدون ايجاد هياهو يا بي آنكه كسي مانع از سخن گفتن شما شود، صحبت كنيد.

2.     به يكديگر نگاه كنيد و به سخنان هم گوش دهيد. به اين ترتيب هر يك از طرفين احساس مي كنند سخنانشان شنيده و درك شده است و ديدگاه هاي آنها مورد تاييد قرار گرفته است. با استفاده از اين روش آسيبي را كه در نتيجه اختلاف به روابط وارد شده است، بهبود مي بخشيد. ارزش آن را دارد كه براي شنيدن ديدگاه هاي طرف مقابل وقت صرف كنيد- اين امر احتمالا در بلندمدت به صرفه جويي در وقت مي انجامد.

3.     بدون تعصب گزينه هايي را پيشنهاد و از خلاقيت خود در ارايه راه هاي احتمالي براي تامين   دغدغه ها، نيازها و منافع مطرح شده از سوي دو طرف استفاده كنيد. تفاوت ميان منافع و مواضع را به ياد داشته باشيد و براي تامين منافع هر دو طرف تلاش كنيد.

4.     مذاكرات را با دستيابي به توافقاتي روشن و مشخص كه رضايت هر دو طرف را فراهم مي سازند، خاتمه دهيد. اين امر خطر بروز اختلاف درآينده را به حداقل مي رساند. گفتگوهاي خود را محرمانه نگاه داريد، مگر آنكه بطور مشترك به توافق برسيد كه درباره راه حل اتخاذ شده با شخص ديگري صحبت كنيد و بگوييد كه  اين راه حل شامل چه چيزهايي است.

و در نهايت آنكه، اگر به توافق نرسيديد از تلاش مجدد در زماني ديگر نهراسيد. گاهي اوقات بهتر است مشكل را اندك اندك حل كنيد و به هركس كه در اين اختلاف درگير است، فرصت دهيد كه بيانديشد و اندكي استراحت كند.

    افسرده ام يا مشكل چيز ديگري است؟

     خلق و خوي ما، هر روز بطور طبيعي تغيير مي كند. هر يك از ما ممكن است زماني دچار افت روحي شويم. در چنين شرايطي ممكن است اين عبارات را به زبان بياوريم، "افسرده ام"، " دل و دماغ ندارم" يا " احساس دلتنگي مي كنم". شايد گاهي نيز، درخصوص آنچه روي مي دهد  يا از اينكه شرايط بر وفق مراد ما نيست، نااميد و سرخورده شويم. گاهي اوقات منظور افراد از گفتن عبارت "افسرده ام" همين حالات است، اما مفهوم اين افسردگي با  "افسردگي باليني " متفاوت است و بخشي از فراز و نشيب هاي طبيعي زندگي بشمار مي رود. برخي افراد بطور طبيعي تغييرات خلقي مداوم را تجربه مي كنند در حالي كه برخي ديگر از ثبات روحي نسبي برخوردارند.

     حال اگر از فقداني بزرگ در رنج باشيم، به آساني در مي يابيم كه در چنين شرايطي غمگين  بودن امري طبيعي است. به عبارت ديگر، برخي احساسات كه در پي يك فقدان و داغديدگي در ما شكل    مي گيرند بظاهر شبيه افسردگي هستند، اما غمگين بودن در جريان اين فقدان امري طبيعي است و در نهايت بخشي از روند التيام بشمار مي رود.  گاهي اوقات نيز ممكن است فقدان هاي گذشته كه در زمان خود واكنش شخص داغديده درمقابل آنها،  واكنشي مناسب نبوده، بعد ها خود را به صورت يك افسردگي نشان دهند.

 

افسردگي چيست؟

     ميان "احساس افسردگي" و "افسرده بودن"، به لحاظ شدت و مدت، تفاوت قائل شويد. خلق و خوي ضعيف زماني مشكل ساز است كه هميشگي و مستمر شود و كار، روابط ، فعاليت هاي اجتماعي و عزت نفس  را تحت تاثير قرار دهد.

     افسردگي به مفهوم ضعف روحي مستمر و نداشتن ميل، رغبت و شادي در زندگي است؛ افسردگي موارد زير را شامل مي شود:

  • تغيير در الگوهاي غذايي، وزن يا خواب
  • كاهش سطح انرژي بدن و كم شدن فعاليت هاي جسماني
  • كاهش تمركز
  • افكار منفي در خصوص خود، ديگران و دنياي پيرامون
  • دوري جستن از ديگران و انتخاب كردن تنهايي
  • احساس نااميدي و بي ارزش بودن
  • از دست دادن ميل و رغبت و اشتياق
  • احساس خشم  يا تمايل مداوم به گريستن
  • ناتواني در ادامه كار و زندگي، طبق روال طبيعي
  • نااميدي نسبت به آينده و افكاري از قبيل ميل به خودكشي

 

     توجه داشته باشيد كه ممكن است گاهي اوقات حالات ذكر شده به دلايلي غير از افسردگي در ما شكل گيرند يا اينكه صرفا مدت كوتاهي بطول بينجامند و به همين دليل چندان نگران كننده نباشند. كسي كه دچار افسردگي مي شود برخي از اين تغييرا ت را براي مدتي بطور مداوم تجربه خواهد كرد.

     در هر صورت افسردگي امري رايج است و افراد در تمام گروههاي سني و با هر پيش زمينه اي با اين اختلال روبرو مي شوند. در حقيقت، افسردگي يكي از رايج ترين دلايل مراجعه افراد به مراكز مشاوره و پزشكان متخصص در اين زمينه بشمار مي رود.

 

چرا برخي افراد دچار افسردگي مي شوند؟

     افسردگي اغلب در پاسخ به رويدادها و شرايطي شكل مي گيرد كه احساس مي شود به شدت مشكل ساز و غم انگيز هستند يا هويت شخصي ما را تهديد مي كنند. اين شرايط معمولا بسيار دشوار يا حتي غير قابل تغيير بنظر مي رسند. در اين حالت حسي از ناتواني و نااميدي  يا حتي غمي فراگير در فرد بوجود مي آيد.

     با اين وجود گاهي اوقات نيز افراد بدون هيچ دليل مشخصي افسرده مي شوند. در اين موارد احتمالا چيزي كه در گذشته به شدت به فرد آسيب رسانده است بار ديگر ظاهر مي شود. اگرچه اين وضعيت اندكي گيج كننده و مشكل ساز است اما روندي غير طبيعي نيست. گاهي اوقات نيز دليل خاصي در شكل گيري افسردگي نقش ندارد و اين حالت صرفا نتيجه تغييرات شيميايي و هورموني است كه بدن را تحت تاثير قرار مي دهند.

     شكل گيري احساس افسردگي پس از يك رويداد ناراحت كننده مانند پايان يك رابطه يا حس نااميدي نسبت به اينكه كاري را آنگونه كه دوست داشتيد، انجام نداده ايد، امري معقول و قابل درك است. اين نااميدي اغلب با گذشت زمان از ميان مي رود و فرد خود را با آنچه كه پيش آمده است تطبيق مي دهد و به آينده با ديدي مثبت تر نگاه مي كند. اگر خلق و خوي ضعيف در شما هميشگي و مستمر است يا آنقدر شديد است كه عملكرد طبيعي تان را تحت تاثير قرار مي دهد، زمان آن است كه در جستجوي كمك ديگران باشيد.

 

افكار منفي

     افراد وقتي افسرده مي شوند اغلب نسبت به خود و دنياي اطرافشان افكاري منفي دارند. معمولا اين افكار كاملا درست بنظر مي رسند و فرد تصور مي كند كه هيچ راهي براي تغيير امور وجود ندارد. مطالعات نشان مي دهند كه وقتي حالت افسردگي در افراد از ميان مي رود آنها بار ديگر به همه چيز با ديدي مثبت نگاه مي كنند.

افكار منفي بر احساسات افراد تاثير مي گذارند؛ بنابراين درك چيزهاي اطراف به روشي منفي حس افسردگي را شدت مي بخشد.

 

افكار منفي معمولا نسبت به سه چيز شكل مي گيرند:

   * نسبت به خود: در اين مورد عباراتي از اين قبيل را به زبان مي آوريم:

  • هيچكس مرا دوست ندارد؛ من فردي بي ارزش هستم؛ من دوست داشتني نيستم.

  • در اين مورد كاملا بد عمل كرده ام.

  • من فردي ناموفق هستم؛  مورد انتقاد ديگران قرار خواهم گرفت؛ ديگران مرا طرد خواهند كرد.

  • من يك فريبكارم؛  جاي من اينجا نيست.

  • هيچكس هرگز دوست نخواهد داشت كه با من رابطه دوستي برقرار كند.

 

 * نسبت به موقعيت خود :

  • دانشگاه جاي وحشتناكي است

  • هرگز قادر به انجام كامل كارها نخواهم بود.

  • به درد اينجا نمي خورم.  با ديگران متفاوت ام و به همين دليل  هميشه تنها خواهم بود.

  • با افرادي كه در اينجا هستند، هيچ وچه اشتراكي ندارم.

 * نسبت به آينده :

  • (آينده) نااميد كننده است؛ توان رويارويي با آن را ندارم.

  • شرايط بهتر نخواهد شد.

  • هميشه اين احساس را دارم.

 

موقعيتهايي كه افراد را در برابر افسردگي آسيب پذير مي سازند، عبارتند از:

1.     احساس تنهايي و تصور اينكه كسي به آنها توجه نمي كند

2.     مشكل دانستن كارها و ترس از انتقاد، تمسخر و طرد شدن از سوي ديگران

3.     احساس شكست

 

چگونه به خود كمك كنيم؟

روش هايي وجود دارند كه مي توان براي برطرف ساختن افسردگي از آنها استفاده كرد. اين روشها عبارتند از "تغيير رفتار" و "مقابله با افكار منفي".

 

تغيير رفتار:

     كساني كه افسرده هستند، اغلب انجام فعاليت هاي شادي آور را كنار مي گذارند اين درحالي است كه اين فعاليت ها مي توانند براي مدت كوتاهي احساس بهتري در آنها بوجود آورند. به عنوان مثال، اينگونه افراد از رفتن به بيرون از منزل ، انجام فعاليت هاي معمول ورزشي، ديدن دوستان و يا شركت در سخنراني ها اجتناب مي كنند. خود را به انجام دوباره اين كارها تشويق كنيد – فعاليت روحيه را تقويت مي كند؛ در نتيجه، مي توانيد كارها را بهتر از آنچه تصور مي كرديد انجام دهيد. به عنوان مثال، اگر از رفتن به سينما يا شنا كردن لذت مي بريد، سعي كنيد با اين قبيل كارها آغاز كنيد. هر گونه فعاليتي براي شما مفيد خواهد بود اما فعاليت هاي شادي آور و ورزش هاي فيزيكي در رفع افسردگي  موثرتر هستند.

توصيه هاي زير را براي تغيير دادن رفتار خود در پيش بگيريد:

·       وظايف و كارهايتان را به بخش هاي كوچكتر و قابل مديريت تقسيم كنيد. با اين كار مي توانيد كارها را به خوبي دوراني كه افسرده نبوديد، انجام دهيد.

·       از كارهاي آسان تر آغاز كنيد و به تدريج به سمت كارهاي دشوارتر برويد؛ اين كار به شما كمك مي كند كه بار ديگر اعتماد به نفس خود را بدست آوريد.

·       واقع بين باشيد و براي انجام كارهاي كوچك نيز وقت بيشتري به خود بدهيد.

·       به خود اجازه دهيد تا براي آنچه بدست مي آوريد احساس خوشحالي كنيد و براي هر دستاوردي به خود پاداش دهيد.

·     گذراندن زمان با افراد دلسوز و ياري رسان بسيار مهم است. منزوي ساختن خود افسردگي را افزايش مي دهد؛ در حالي كه حمايت هاي اجتماعي به تقويت روحيه كمك مي كنند.

·       كساني را بيابيد كه مي توانيد صادقانه در خصوص احساس هايتان با آن صحبت كنيد، اما سعي كنيد تمام وقت آنها را نگيريد.

 

تغيير دادن افكار منفي

     همانگونه كه پيش از اين گفته شد، ميان افكار منفي و اختلال عاطفي رابطه اي وجود دارد كه      مي تواند ما را در مقابل افسردگي آسيب پذير كند.

     اگر نسبت به هيچيك از افكار منفي خاص آگاهي نداريد و نسبت به دليل افسردگي خود سردرگم   شده ايد، صحبت كردن با ديگران مي تواند برايتان مفيد باشد. يك مشاور آموزش ديده مي تواند شما را در درك مفهوم افسردگي و يافتن مناسب ترين و موثرترين روشها براي مقابله با افسردگي كمك كند. روش هاي  متفاوتي براي مقابله با افكار منفي وجود دارد. يكي از اين روشها استفاده از "رويكرد شناختي ـ رفتاري" است كه راههاي زير را شامل مي شود:

·       افزايش آگاهي نسبت به افكار منفي

·       تشخيص اينكه برداشت شما از موقعيت ها ممكن است از روي تعصب  يا تحت تاثير افسردگي صورت گيرد

·       ياد گيري روش مقابله با افكار منفي و برقراري توازن بيشتر ميان اين افكار

آنچه در جدول ذيل مي آيد نمونه اي از اين افكار است:

موقعيت

افكار منفي

ساير توجيحات

دريافت بازخوردي منتقدانه نسبت به يك مقاله

 فردي احمق هستم

وقت زيادي براي تهيه اين مقاله نداشتم. حجم كارهايم در اين اواخر بسيار زياد بود. كارهاي ديگري نيز داشتم. انتقاد سازنده به من كمك مي كند كه پيشرفت كنم. در گذشته كارهايم را خوب انجام داده ام و اين بار نيز مي توانم به خوبي از پس كارهايم برآيم.

 

     افكار منفي خود را، بطور اتوماتيك، باور نكنيد؛ هر چند كه ممكن است اين افكار در آن لحظه بسيار قوي باشند. با ارزيابي ساير توجيحات، "بدترين نتيجه گيري ممكن " به يكي از چند ارزيابي احتمالي شما در خصوص موقعيت تان تبديل خواهد شد. اين كار به شما امكان مي دهد كه تك تك توجيحات و ارزيابي ها را بررسي كنيد و ببينيد كه هر يك از آنها تا چه اندازه درست هستند.

 همچنين مي توانيد با افراد ديگر صحبت كنيد و از آنها بخواهيد كه شما را در ايجاد يك چشم انداز متعادل براي ارزيابي هاي احتمالي نسبت به موقعيت موجود كمك كنند.

 

دارو درماني

     دارودرماني جديد ضد افسردگي به لحاظ شيميايي اعتياد آور نيست. اثر گذاري اين روش معمولا پس از گذشت دو تا سه هفته نمايان مي گردد و بطور معمول نيز براي حداقل سه ماه تجويز مي شود.

اگر شرايط دشواري وجود دارند كه افسردگي شما را تشديد مي كنند، دارودرماني نمي تواند  شرايط را تغيير دهد، اما مي تواند به شما در بازيابي توانايي هاي طبيعي تان و استفاده از راهكارهاي مناسب براي رويارويي با اين موارد كمك كند.

     اگر احساس مي كنيد كه دارودرماني روشي مناسب است با پزشك خود مشورت كنيد. تا آنجا كه مي توانيد درباره احساس ها و شرايط خود بي پرده صحبت كنيد تا بتوانيد به همراه پزشك خود در خصوص بهترين اقدام تصميم بگيريد. از سوال كردن در خصوص روشهاي درماني پيشنهادي از سوي پزشك و انتظاراتي كه از اين روش داريد، نهراسيد.

     درصورت تجويز داروهاي ضد افسردگي، ممكن است پزشك جلسات ديگري را براي ملاقات با شما ترتيب دهد. اگر احساس كرديد كه روش دارودرماني حال شما را بدتر كرده و يا تاثيري در شما نداشته است، حتما با پزشك خود مشورت كنيد.

     ذكر اين نكته لازم است كه تنها پس از مشورت با پزشك مي توانيد تغييراتي در داروهاي خود ايجاد و يا مصرف آنها را متوقف كنيد. توقف ناگهاني استفاده از داروها مي تواند مشكل ساز باشد.

 

چه وقت فرد افسرده نيازمند كمك بيشتر است؟

·       اگر روحيه ضعيف و افكار منفي در شما همچنان ادامه دارند يا اين افكار آنقدر قوي هستند كه در مقابل آنها احساس ناتواني مي كنيد

·       اگر فرد قابل اعتمادي نمي يابيد كه شما را در يافتن دليل افسردگي كمك كند

·       اگر روحيه ضعيف در زندگي، كار و روابط شما اختلال ايجاد كرده است

·       اگر احساس نااميدي مي كنيد يا افكاري مانند خودكشي به ذهن شما خطور مي كند

در اين صورت حتما نيازمند كمك ديگران هستيد و بايد با پزشك، مشاوران و متخصصان در اين زمينه مشورت و از آنها در خواست كمك كنيد.

 

 با احساس تنهايي خود چه كنم؟

     اين سخن را بارها شنيده ايد  كه يك فرد ممكن است حتي در ميان جمع نيز احساس تنهايي كند. متاسفانه اين مورد در دانشگاه و در ميان دانشجويان امري بسيار رايج است. در آنجا نيز ممكن است  به رغم حضور در ميان گروهي از همسالان كه نقاط مشترك بسياري با ما دارند، به شدت احساس ناراحتي و انزوا كنيم. اين حالت با مشاهده ساير دانشجويان كه به راحتي و به سرعت با ديگران رابطه دوستي برقرار مي كنند يا وارد گروه هايي مي شوند كه احساس مي كنيد جايي در آنها نداريد، وخيم تر مي گردد. بنابراين جاي تعجب ندارد، اگر بدانيم كه تنهايي در دانشگاه، بويژه در ميان دانشجويان سال اول بسيار رايج است.  ورود به دانشگاه مرحله اي مهم در "ترك خانه" بشمار مي رود. شايد اين نخستين بار است كه نه تنها از محيط گرم و صميمي خانه و خانواده دور مي شويد بلكه از دوستي هايي كه شايد در طي سال ها شكل گرفته اند، فاصله مي گيرد.

     ترك خانه و ورود به دانشگاه در سبك زندگي، كار، الگوها و ميزان وابستگي فرد تغييراتي ايجاد مي كنند. تاثيرات ناشي از اين امر ممكن است فرد را نسبت به آنچه بايد انجام دهد  يا آنچه بايد باشد دچار ترديد سازند. پيامد اين امر شكل گيري تدريجي ناامني اجتماعي است و حتي افرادي كه در حالت طبيعي با محيط اجتماعي خود سازگارند نيز ممكن است بدان دچار شوند. بنابراين تنهايي براي برخي افراد تجربه اي جديد و آزاردهنده بشمار مي رود، در حالي كه براي برخي ديگر اندكي شناخته شده تر است اما احتمالا در حال حاضر آنها  را نسبت به تغييراتي كه ممكن است دانشگاه برايشان به همراه بياورد دلسرد ساخته است.

 

چرا در دانشگاه احساس تنهايي مي كنيد؟

دلايل بسياري در شكل گيري اين احساس نقش دارند كه عبارتند از:

·       از خانواده و دوستان خود دور شده ايد.

·    شايد پس از سال ها يا حتي از دوران دبستان تاكنون، اين نخستين بار است كه ناچار مي شويد براي انتخاب دوستان جديد از صفر شروع كنيد.

·       دوستان قديمي خود را از دست داده ايد و برايتان دشوار است تا دوستاني جديد جايگزين آنها كنيد يا شايد اصلا تمايلي به اين كار نداريد.

·    شايد انتظارات بالايي از دانشگاه داشته ايد و تصور مي كرديد در آنجا دوستاني جديد خواهيد يافت اما نخستين كساني كه با آنها ديدار كرده ايد شما را دلسرد كرده اند.

·       احساس مي كنيد كه ميان زندگي اجتماعي شما در دانشگاه و مكان هاي ديگر گسستگي ايجاد شده است.

·       دچار اضطراب مي شويد و نسبت به صرف زمان براي انجام فعاليت هاي اجتماعي در تعارض هستيد.

 

 ممكن است در شرايط زير احساس تنهايي كنيد:

·       وقتي تنهائيد و گزينه ديگري براي انتخاب نداريد

·       وقتي احساس نمي كنيد كه بخشي از يك گروه يا رويداد هستيد

·       وقتي كسي نيست تا احساسات و تجربيات خود را با او شريك شويد

·       وقتي احساس مي كنيد از محيط اطراف خود جدا شده ايد

·       وقتي كسي درك نمي كند كه تا چه اندازه تنهائيد

 

تنهايي مي تواند اين قبيل احساسات را در شما بوجود آورد:

·       حس رانده شدن و زيادي بودن

·       حس نداشتن صلاحيت اجتماعي

·       قبول اين امر كه حتما مشكلي در شما وجود دارد

·       كمرويي هنگام برخورد با ديگران

·       خشم نسبت  به ديگران و انتقاد از آنها

     اين قبيل احساسات به كاهش عزت نفس، حس طرد شدن از سوي ديگران، تمايل نداشتن به برقراري رابطه دوستي و مشاركت در فعاليت هاي اجتماعي، ناتواني در بيان احساسات و خواسته ها يا گفتن "نه" به آنچه نمي خواهيد انجام دهيد و در نهايت احساس استثمار شدن از سوي ديگران، منتهي مي شوند.

 

چگونه با حس تنهايي مقابله كنيم ؟

·       به ياد داشته باشيد كه تنهايي امري  بسيار رايج است. تقريبا همه افراد گاهي به احساس تنهايي دچار مي شوند. حس تنهايي نه تنها ضعف نيست بلكه مي توان آن را تغيير داد. اين احساس نشان مي دهد كه نيازهاي مهم و ضروري تامين نشده اند. تغيير اين شرايط نه تنها يافتن دوستان جديد و گسترش دامنه دوستي ها را شامل مي شود بلكه به مفهوم يافتن راههايي براي لذت بردن از اوقات خود در تنهايي و استفاده سازنده تر و لذت بخش تر از اين اوقات و لحظه هاست.

·    منتظر نباشيد تا ديگران به ديدار شما بيايند يا با شما صحبت كنند. سعي كنيد با كساني كه در كلاس درس يا در ساعات استراحت در كنار شما نشسته اند سر صحبت را باز كنيد. به كساني كه  در دانشگاه يا محيط كار از كنار شما عبور مي كنند سلام كنيد يا حتي فقط به آنها لبخند بزنيد.

·    سعي كنيد خود را در موقعيت هاي جديدي قرار دهيد كه در آن امكان ملاقات شما با افرادي كه داراي تمايلات و علايق مشترك و مشابه هستند، فراهم مي شود. فعاليت هايي را انتخاب كنيد كه حقيقتا  به آنها تمايل داريد و از انجام دادن آنها لذت مي بريد، اين فعاليت ها مي توانند اجتماعي، ورزشي يا كارهاي داوطلبانه باشند. اما به ياد داشته باشيد كه نبايد تمام وقت خود را با كارهاي بسيار پر كنيد تا  صرفا از تنها بودن بگريزيد.

·    خود را از انجام كارهايي كه دوست داريد، مانند رفتن به سينما يا پياده روي، صرفا بدان دليل كه كسي نيست تا شما را همراهي كند، محروم نسازيد.

·    سعي كنيد تا با تلاش هاي خود منتقدانه برخورد نكنيد. به خود يادآوري كنيد كه برقراري روابط  صميمانه در دوستي ها نيازمند زمان است. با اين تفكر كه برقراري روابط رويايي و خيال پردازانه مي تواند از تنهايي شما بكاهد  يا به شما حس اعتماد به نفس و يا جايگاهي اجتماعي ببخشد، دوستي ها را بي ارزش نكنيد.

·       دوستي خوب براي ديگران باشيد و روابط خود را بر مبناي آن بسازيد.

·       به ديگران و علايق آنها اهميت دهيد ( اما به چيزي كه علاقه مند نيستيد، تظاهر نكنيد).

·    برخي افراد به حضور در يك گروه علاقمندند و برخي ديگر موقعيت هاي انفرادي را ترجيح مي دهند.   اولويت ها و شيوه ارتباطي مورد  نظر خود را تعيين كنيد. افرادي را بيابيد كه ديدگاه ها و علايقي  مشابه شما دارند. به ياد داشته باشيد كه از روي ظاهر افراد تصميم گيري نكنيد.

-      اگر به رغم آنچه گفته شد همچنان احساس تنهايي مي كنيد به مراكز مشاوره دانشگاه رجوع كنيد. اين مراكز رويكردهاي متعددي پيش روي شما قرار مي دهند و به شما كمك مي كنند تا با احساسات ناشي از تنهايي مقابله كنيد.

 

مشاوره گروهي

     مشاوره در قالب گروه هاي كوچك اين فرصت را دراختيار دانشجويان قرارمي دهد تا دريابند كه سايرين نيز از مشكلاتي رنج مي برند كه احتمالا مشابه مشكلات آنهاست. آنها مي توانند در اين گروه ها مشكلات يكديگر را مقايسه كنند، از يكديگر حمايت كنند و در شرايطي سالم ديدگاه ديگران را نسبت به خود دريابند. پيوستن به يك گروه شايد نخست اندكي نگران كننده بنظر آيد اما اين كار موجب تقويت روحيه شده و كمك مي كند تا دريابيد كه: اين قبيل احساسات فقط مختص شما نيستند؛ شما فردي غيرعادي و غيرقابل قبول نيستيد؛ افراد مي توانند شما را با آغوشي باز بپذيرند و احساساتتان را درك كنند و شما نيز چيزهايي براي عرضه كردن به ديگران داريد.

 

مشاوره فردي

1.   گفتگوي فردي با يك مشاور كمك مي كند تا خود را بهتر درك كنيد و بپذيريد. اين كار مي تواند كمك كند تا الگوهاي فكري و انتظاراتي مانند طرد شدن از سوي ديگران را تغيير دهيد و راحت  تر و آزاد تر با ديگران رابطه برقرار كنيد. مشاوره فردي همچنين اعتماد به نفس و عزت نفس شما را افزايش مي دهد.

2.   روش هاي  شناختي ـ رفتاري نيز در اين باره بسيار مفيد و كارآمدند.  اين روش راهكارهايي در اختيار شما قرار مي دهد تا با كمك آنها با اضطراب هاي اجتماعي مقابله كنيد و الگوهاي فكري منفي را كه تضعيف كننده اند، تغيير دهيد.

ورود به دانشگاه، تحولي بزرگ

     با ورود به دانشگاه بطورحتم، زمان يك تغيير بزرگ در زندگي شما فرا رسيده است. شايد در اين زمان آميزه اي از حس  هيجان و نگراني را در خود احساس كنيد و با خود بگوييد: "دانشگاه واقعا چگونه جايي است؟"، " آيا از عهده اين كار برخواهم آمد؟"، " كساني كه در دانشگاه هستند چگونه افرادي هستند؟". اما پس از مدتي حضور در دانشگاه به تدريج به تفاوت هايي كه ميان انتظارات شما و واقعيت ها وجود دارند، پي خواهيد برد؛ بدين ترتيب ممكن است برخي چيزها بهتر از آنچه انتظار داشتيد، بنظر آيند  و برخي  نيز مطابق با آمال و آرزوهاي شما نباشند.

     تغييري كه با ورود به دانشگاه در شما ايجاد مي شود، ممكن است لذت بخش و درعين حال سردرگم كننده باشد. دور بودن از محيط خانواده و حمايت هاي آنها، ممكن است شما  را نسبت به وظايفي كه در شرايط عادي به آساني از عهده آنها بر مي آييد، بترساند. مقاله اي كه مي خوانيد به شما كمك مي كند تا اين دوره تغيير را بدون مشكل پشت سربگذاريد.

 

 احساسات مشترك ميان دانشجويان سال اول چيست؟

     شايد وقت زيادي را براي ورود به دانشگاه صرف كرده ايد، اما احتمالا درباره احساس خود پس از دستيابي به اين هدف چندان فكر نكرده باشيد. احساساتي مانند آنچه در ذيل مي آيند در بسياري از دانشجويان رايج است:

· احساس مي كنند دانشگاه ديگر "بهترين" نيست

· با خود مي گويند "مانند ديگران باهوش نيستم؛ مانند آنها درسها را متوجه نمي شوم"

· مطمئن نيستند، به خواست خود به دانشگاه آمده اند يا به خواست ديگران

· ممكن است احساس كنند، رشته انتخابي آنها، رشته مورد انتظارشان نيست

· انتظارات ديگران بر دوششان سنگيني مي كند

· ممكن است احساس غربت كنند و دريابند كه كنارآمدن با اين احساس دشوارتر از آن است كه پيش بيني مي كردند

·   تصورمي كنند كه ديگران از اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند و به آساني با سايرافراد رابطه دوستي برقرار مي كنند

 

 براي غلبه بر اين قبيل احساسات از اين روش ها استفاده كنيد:

1-به خود توجه كنيد

     به دست آوردن شناخت از ديگران و بالعكس، نيازمند زمان است و اين بدان معني است كه ديگران واقعا نمي دانند چه احساسي داريد  يا چگونه فكر مي كنيد. بنابراين  به خود توجه كنيد؛ وقت و انرژيتان را صرف مرتب كردن اوضاع خود در دانشگاه، به روشي منطقي، نمائيد.

 

2- خود و توانايي هايتان را بشناسيد

     حضور در دانشگاه فرصتي است تا روش هاي مناسب زندگي كردن را بيابيد و آنها را تجربه كنيد. البته اين كار نيز نيازمند زمان است؛ بنابراين تحت تاثير فشار ديگران، كارهايي را انجام ندهيد كه علاقه اي به آنها نداريد؛ مناسب شما نيستند يا هنوز آمادگي انجامشان را نداريد. به كارهايي روي آوريد كه توانايي انجام دادن آنها را داريد. با دروغ زندگي نكنيد! خودتان باشيد.

 

3-با مشكلات مقابله كنيد

     در شرايطي كه در محيطي تاره قرار مي گيريم، بيشتر وقتمان صرف نگراني درباره چيزهايي مي شود كه قادر به درك آنها نيستيم يا آنها را نمي شناسيم. از سوال كردن نترسيد؛ با سوال كردن مي توانيد در وقت و انرژي خود صرفه جويي كنيد. بدانيد كه ديگران نيز در شروع سال تحصيلي احساس و عملكردي مانند شما دارند؛ بنابراين سوالات شما مايه سرافكندگي و ناراحتي نيستند. پس به سوالات، نه به عنوان  مشكل، بلكه چالشهايي براي تغيير دادن شرايط خود نگاه كنيد.

 

4-به سلامتي خود اهميت دهيد

     رويارويي با چالش هاي تازه، زماني آسان تر است كه به لحاظ جسمي و روحي سالم باشيم. بنابراين يك رژيم غذايي خوب و خوابي كافي و مناسب داشته باشيد. اگر يك ورزشكار پر و پا قرص هستيد، حتما به اين كارادامه دهيد؛ در غير اينصورت از فرصت هايي كه براي ورزش كردن در دانشگاه وجود دارد، استفاده كنيد. يادتان باشد، ورزش هايي را انتخاب كنيد كه براي شما مناسب اند.

 

-          با فشارهاي درسي چه كنيم؟

     گاهي اوقات در طول ترم، دانشجويان بيشتر از ساير مواقع تحت فشارهاي درسي قرار مي گيرند. بدانيد كه اين حالت تجربه اي مشترك ميان شما و ساير دانشجويان است و تنها به شما اختصاص ندارد. به صداي جسم و روح خود گوش دهيد و در راستاي آنها نه در جهتي مخالف  گام برداريد.0

توصيه هاي زير مي توانند راهنماي شما در اين شرايط باشند:

·    براي كاستن از فشار درسي برنامه ريزي كنيد.

·    از فشار درسي در جهتي مثبت و براي ايجاد انگيزه در خود استفاده كنيد.

·    ميان انتظارات خود و انتظاراتي كه ديگران از شما دارند تمايز قايل  شويد.

·    افكاري مانند "مجبورم اين كار را انجام دهم" را به ذهن خود راه ندهيد.

·    به خود پاداش دهيد و خود را به دليل آنچه كسب كرده ايد، تشويق كنيد.

 

 تعادل را در زندگي خود حفظ كنيد

براي اين كار توصيه هاي زير را در پيش بگيريد:

1- تمام وقتتان را صرف مطالعه نكنيد:

     وقتي را نيز به تفريح، انجام فعاليت هاي اجتماعي، فيزيكي و استراحت اختصاص دهيد. دو قانون زير به شما كمك مي كنند تا به روشي موثرتر مطالعه كنيد:

·    در طول روز ساعاتي را به خود استراحت دهيد و مطالعه را كنار بگذاريد.

·    هفته اي يك روز بطور كامل به كارهايي غير از مطالعه بپردازيد.

 

2- دروس خود را به موقع مطالعه كنيد:

     دروس خود را به روز و بلافاصله پس از تدريس استاد، مطالعه كنيد. تلنبار شدن درسها بر روي هم و تكاليف عقب مانده كار شما را دشوار خواهند كرد و جبران آنها  برايتان سخت خواهد بود.

 

3- ميان تنهايي خود و زماني كه با ديگران سپري مي كنيد، توازن برقرار كنيد:

     دوستان مي توانند پشتيباني فوق العاده يا بهانه اي براي حواس پرتي و عقب ماندن از درسها باشند.  بنابراين بدون درنگ به كارهاي خود سر و سامان دهيد. درس خواندن و در كنار دوستان بودن را همزمان با هم نمي توان انجام داد.

 

4-برنامه اي دايمي  براي روزها و هفته هاي  خود در نظر بگيريد:

     مطابق با رشته تحصيلي و برنامه زماني خود، به زندگي دانشجويي تان اندكي نظم و ترتيب بدهيد. نبود نظم، مخرب و تضعيف كننده است. هريك از ما، در ساعات مختلف روز و به روش هايي متفاوت از ديگران كارآيي داريم. بنابراين الگويي مناسب براي خود در نظر بگيريد و از آن هميشه استفاده كنيد.

 

5- اوقات بيكاري را از اوقات مطالعه جدا كنيد:

     ميان ساعات بيكاري و مطالعه، تمايز قابل شويد. درغيراينصورت هنگام مطالعه، ذهن شما مشغول تفريحاتي خواهد بود كه به آنها نپرداخته ايد  يا از سوي ديگر، ممكن است به دليل داشتن دروس عقب مانده از اوقات فراغت و تفريح خود لذت كافي نبريد. اگر براي مطالعه دروس برنامه ريزي كرده و به اهداف خود دست يافته ايد، بدون هيچگونه احساس گناه فرصت تفريح را براي خود فراهم كنيد.

     همچنين مي توانيد محل مطالعه را حتي اگر فضايي بسيار كوچك است، از ساير مكان ها جدا كنيد. اين امر نه تنها كمك مي كند تا به روشي كار آمد و مفيد مطالعه كنيد، بلكه موجب مي شود تا هنگام استراحت، به راحتي و بدون انديشيدن به دروس و كتاب هاي خود، استراحت كنيد.

 

     آيا از انتخاب خود راضي هستيد؟

     بسياري از دانشجويان جديد معمولا پس از ورود به دانشگاه با خود مي انديشند كه آيا درخصوص انتخاب دانشگاه يا رشته تحصيلي، تصميمي درست اتخاذ كرده اند يا خير.0;ر.0;ر.0;ر.0;ر.0;ر.

     بسياري از دانشجويان از انتخاب خود راضي هستند اما برخي نيز احساس مي كنند كه دانشگاه دلخواه و يا رشته مناسبي را انتخاب نكرده اند. اگر شما نيز به اين موضوع بطور جدي فكر مي كنيد، حتما با مشاوران و استادان خود صحبت كنيد تا بتوانيد تصميم نهايي را بگيريد.

 

 مدتي است دچار افسردگي هستم و براي درمان به روانپزشك مراجعه كرده ام . با توجه به اينكه من دانشجو هستم آيا مصرف دارو هاي تجويز شده از سوي روانپزشك باعث عدم تمركز و افت تحصيلي من نمي شود؟

پاسخ : دوست عزيز بايد بدانيد كه افسردگي يك بيماري چند وجهي است و براي درمان آن نيز بايد چند جانبه عمل نمود . مصرف منظم دارو در كنار انجام درمان هاي روانشناختي مي تواند به بهبود سريع تر شما كمك نمايد .بهتر است روانپزشك خود را از شرايط تحصيلي خود آگاه كرده تا نسبت به تجويز نوع دارو و ميزان مصرف آن بهتر تصميم بگيرد . درست است كه مصرف هر نوع دارو ممكن است عوارض جانبي برا ي بيمار به همراه داشته باشد ولي درنهايت روند بهبودي را تسريع خواهد كرد  .ضمنا مراجعه به روانشناس يا مشارو را فراموش نكنيد .

 

در گذشته سابقه يك عقد ناموفق داشته ام .آيا لازم است در اين مورد با خواستگارم صحبت كنم؟

دوست عزيز اين حق مسلم هر كدام از طرفين است كه تا حدي از گذشته يكديگر با خبر شوند . علاوه بر اين ممكن است درآينده از طريق اطرافيان از موضوع مطلع گردد كه  منجر به بروز اختلافاتي خواهد شد . بنابراين بهتر است كه وي را در جريان قرار دهيد .البته معمولا توصيه مي شود كه تلفني و يا در جلسه اول به اين موضوع نپردازيد بلكه به صورت حضوري و در جلسه دوم آن را بيان نماييد . 

 

چطور مي توانم بفهمم كه خواستگارم به پرسش هاي من صادقانه جواب مي دهد ؟

"اي كاش امكان داشت تا به وسيله يك دستگاه دروغ سنج راستگويي طرف مقابل را محك بزنيم !"اين صحبت بسياري از مراجعين به دفتر مشاوره است . از آنجايي كه در عمل چنين چيزي غير ممكن است بايد از روش هاي ديگري براي سنجش صداقت طرف مقابل بهره جست .صحبت كردن با طرف مقابل به تنهايي كافي نيست . بهتر است در كنار آن از روش هاي ديگر مانند درگير نمودن دو خانواده در فرايند شناخت ، تحقيق و پرس و جو از دوستان ، همكاران و نزديكان فرد ،توجه به تجربيات گذشته و نقشه هايي كه برا ي آينده در ذهن خود دارد نيز، استفاده نمود .در صورتي از ازدواج شتاب زده پرهيز كنيد و فرايند آشنايي را دو تا سه ماه زير نظر خانواده ادمه دهيد به نتيجه مطلوب تري خواهيد رسيد.

 

 

1394/07/13
کلیه حقوق این پایگاه متعلق به دانشگاه آزاد اسلامی - واحد فلاورجان می باشد.
Powered by DorsaPortal